اعزام نیروهای نظامی آمریکا به منطقه خلیج فارس در بستر تحولات اخیر، یک اقدام نظامی به دلیل تعهد لفظی ترامپ نسبت به حمایت از معترضان ایرانی نیست، بلکه اقدامی چندلایه است که باید آن را در چارچوب وسیع و پیچیده دیپلماسی اجبار به جهت پیگیری اهداف جنگ دوازده روزه از سوی امریکا مورد بررسی قرار داد. این رویکرد، شکلی از اعمال قدرت است که در آن، یک بازیگر بینالمللی با بهرهگیری از ابزارهای تهاجمی (نظامی، اقتصادی، روانی) و ارائه یک تهدید مشروط، تلاش میکند تا رفتار و مواضع طرف مقابل را بدون ورود به جنگ تمامعیار، وادار به تغییر کند. هدف نهایی، ایجاد یک بحران کنترلشده است که هزینههای ادامه وضع موجود برای رقیب را به مرز غیرقابل تحمل برساند و او را به میز مذاکره تحت شرایطی مشخص سوق دهد. Read more “تحلیل راهبردی اعزام نیروهای نظامی آمریکا به منطقه؛ نمایش قدرت در چارچوب دیپلماسی اجبار”
برچسب: روابط بین الملل
حفاظت شده: به کار گیری واقع گرایی نوکلاسیک به مثابه چهارچوب نظری پژوهش
حفاظت شده: سیاست خارجی ایالات متحده در تئوری و عمل
حفاظت شده: امنیت از منظر تئوری های روابط بین الملل
حفاظت شده: لیبرالیسم و روابط بین الملل
حفاظت شده: سازه انگاری؛نظریه اجتماعی سیاست بین الملل
حفاظت شده: هوش مصنوعی و نظریه های روابط بین الملل
ترامپ مهارت خاصی در تبدیل تهدید به فرصت دارد/ترامپیسم از جامعه بینالملل چه میخواهد؟
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پازل اندیشه سیاسی ترامپ دارای چه ابعادی است؟ شوونیسم آمریکایی چیست و ریشه آن در کدام وقایع تاریخ ساز نهفته است؟ سیاستهای ترامپ چه نسبتی با مانیفست حزب جمهوری خواه و خط مشی طیفهای مختلف جمهوری خواهان دارد؟ پوپولیسم آمریکایی دارای چه ویژگیها و گونههایی است؟ راهبر نخست آمریکا بر چه مبنایی استوار است و سیاست خارجی آمریکا را به کدام سمت هدایت میکند؟ از چه روی آمریکای ترامپ قابل مذاکره نیست؟ ترامپیسم چگونه ساختار نظم جهانی لیبرال را با چالش مواجه ساخته و جایگاه هژمونی لیبرال را به مخاطره انداخته است؟….ادامه
تبیین خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در چهارچوب نوواقعگرایی
چکیده
دولت بریتانیا طی یک رفراندوم تاریخی موسوم به برگزیت بعد از بیش از چهار دهه تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا گرفت.از همین روی بررسی علل خروج یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین اعضای اتحادیه اروپا و بررسی چرایی واگرایی در بزرگترین و موفقترین نمونه همگرایی منطقهای در تاریخ روابط بینالملل بسیار حائز اهمیت است.به همین نحو پژوهش پیش رو جهت تبیین این رویداد نوظهور در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب شد تا بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شود؟ پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و از منظر نوواقعگرایی بر این فرضیه استوار است که با توجه به ماهیت فراملی مکانیزم سیاسی و اقتصادی حاکم بر اتحادیه اروپا، بریتانیا به واسطه بیاعتمادی حاصل از آنارشی حاکم بر نظام بینالمللی در جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل و همچنین کسب منافع حداکثری در مقایسه سود نسبی و مطلق از اتحادیه اروپا خارج شد.بر اساس چهارچوب نظری نظام محور پژوهش برگزیت ریشه در عواملی دارد که برآیند بی اعتمادی منتج از نظام آنارشیک محسوب می شوند.به طوری که بریتانیا به جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل حاصل از مکانیزم سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و همچنین مقایسه سود نسبی و مطلق خود به جهت کسب منافع حداکثری به مثابه یک بازیگر عاقل با رویکردی مبتنی بر هزینه-فایده از اتحادیه اروپا خارج گردید.چنانکه بر اساس نتایج به دست آمده خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا افزایش رشد اقتصادی و آزادی عمل بیشتری برای این کشور در عرصه بین المللی به همراه داشته است…دانلود
نقش جامعهپذیری بینالمللی در تحکیم الگوی امنیت جمعی و ثبات امنیت بین الملل
چکیده
امنیت بینالمللی بهرغم وجود نهادهای بینالمللی و ساز و کارهای حقوقی در قالب امنیت جمعی،همواره بهعنوان یکی از مهمترین دغدغه دولتها و مراجع بینالمللی، با چالشها و تهدیدات عمدتاً نظامی روبرو بوده است.این در حالی است که با ظهور روند جهانیشدن مفاهیم جدیدی همچون جامعهپذیری بینالمللی در ادبیات روابط بینالملل شکل گرفته است که بهمثابه یک متغیر نوپدید روند مطالعات سنتی امنیت از سوی خردگرایان را با چالش روبرو کرده.از همین رو پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که گسترش و افزایش میزان جامعهپذیری بینالمللی در میان دولتها چگونه موجب ثبات امنیت بینالمللی میشود؟ پژوهش پیشرو با بهرهگیری از رویکرد نظری و فرانظری سازهانگاری و در قالب روشی تبیینی بر این فرضیه استوار است که گسترش و افزایش سطح جامعهپذیری بینالمللی در میان دولتها میتواند به واسطه تحکیم مکانیزم امنیت جمعی موجب ثبات امنیت بینالمللی شود.به طوری که از منظر سازهانگاری جامعهپذیری بینالمللی به مثابه فرآیندی محسوب میشود که با درونی سازی ارزشها و هنجارهای بینالمللی و به تبع آن شکلگیری دانش،هنجارها و ایدههای مشترک جهانی و انتقال آن از یک بازیگر به بازیگر دیگر در نهایت باعث برسازی یک هویت جمعی شود که این امر ارتقای جایگاه هنجارها و ارزشهای مشترک بینالمللی و همچنین افزایش کارکرد نهادهای بینالمللی را به دنبال دارد.بهطوریکه طی این فرآیند با تحقق اجتماع امنیتی، ثبات امنیت بینالمللی به واسطه تحکیم مکانیزم الگوی امنیت جمعی محقق میگردد…دانلود