کاربرد توان تحلیلی هوش مصنوعی در تثبیت سازوکار امنیت جمعی و ثبات بین‌المللی

چکیده

هوش مصنوعی به مثابه پدیدهای نوظهور موجب تحول در وجوه مختلف زندگی اجتماعی بشر شده است و به‌عنوان یک متغیر مستقل رویه‌های سنتی حاکم بر روابط‌بین‌المل از جمله سطوح مختلف امنیت را تحت تاثیر قرار داده است.بر همین اساس پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش کلیدی است که هوش مصنوعی چگونه می‌تواند موجب حفظ ثبات امنیت بین‌المللی شود؟پژوهش پیش‌رو بر این فرضیه استوار است که هوش مصنوعی به‌ وسیله برسازی ادراکات مشترک و نهادی سازی هنجارهای بین‌المللی می‌تواند از طریق تقویت و تثبیت سازوکار الگوی امنیت ‌جمعی موجب ثبات امنیت بین‌المللی گردد.این پژوهش در قالب روش توصیفی-تحلیلی،با بهره‌گیری از چهارچوب نظری سازه‌ا‌نگاری به دلیل تاکید سازه‌انگاران بر نقش هم‌تکوینی ادراکات و هنجارها در شکل‌دهی به رفتار و در نهایت منافع و هویت دولت‌ها چنین استدلال می‌کند که کاربرد سه گانه تحلیلی،پیشبینی و عملیاتی هوش مصنوعی به واسطه تحلیل داده‌های کلان می‌تواند از یک‌سو موجب ایجاد نوعی درک مشترک نسبت به مقوله امنیت شود و از سوی دیگر منجر به نهادی‌سازی هنجارهای بین‌المللی و تقویت جایگاه سازمان‌های بین‌المللی در میان دولت‌ها گردد.بر اساس نتایج به دست آمده بهره‌گیری دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از هوش مصنوعی به مثابه یک ابزار راهبردی می‌تواند با برسازی هنجارهای مشترک،موجبات شکل‌دهی به هویت جمعی و تحقق اجتماع امنیتی در میان دولت‌ها را رقم بزند و این روند تحکیم مکانیسم امنیت ‌جمعی به عنوان الگوی حفظ امنیت بین‌المللی شامل اجماع جهانی و تشکیلات حقوقی تصمیم‌گیری و اجرا را به  فراهم می‌آورد. دانلود

تحلیل راهبردی اعزام نیروهای نظامی آمریکا به منطقه؛ نمایش قدرت در چارچوب دیپلماسی اجبار

اعزام نیروهای نظامی آمریکا به منطقه خلیج فارس در بستر تحولات اخیر، یک اقدام نظامی به دلیل تعهد لفظی ترامپ نسبت به حمایت از معترضان ایرانی نیست، بلکه اقدامی چندلایه است که باید آن را در چارچوب وسیع و پیچیده دیپلماسی اجبار  به جهت پیگیری اهداف جنگ دوازده روزه از سوی امریکا مورد بررسی قرار داد. این رویکرد، شکلی از اعمال قدرت است که در آن، یک بازیگر بین‌المللی با بهره‌گیری از ابزارهای تهاجمی (نظامی، اقتصادی، روانی) و ارائه یک تهدید مشروط، تلاش می‌کند تا رفتار و مواضع طرف مقابل را بدون ورود به جنگ تمام‌عیار، وادار به تغییر کند. هدف نهایی، ایجاد یک بحران کنترل‌شده است که هزینه‌های ادامه وضع موجود برای رقیب را به مرز غیرقابل تحمل برساند و او را به میز مذاکره تحت شرایطی مشخص سوق دهد. Read more “تحلیل راهبردی اعزام نیروهای نظامی آمریکا به منطقه؛ نمایش قدرت در چارچوب دیپلماسی اجبار”

حفاظت شده: به کار گیری واقع گرایی نوکلاسیک به مثابه چهارچوب نظری پژوهش

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد نمایید:

حفاظت شده: هوش مصنوعی و نظریه های روابط بین الملل

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد نمایید:

ترامپ مهارت خاصی در تبدیل تهدید به فرصت دارد/ترامپیسم از جامعه بین‌الملل چه می‌خواهد؟

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پازل اندیشه سیاسی ترامپ دارای چه ابعادی است؟ شوونیسم آمریکایی چیست و ریشه آن در کدام وقایع تاریخ ساز نهفته است؟ سیاست‌های ترامپ چه نسبتی با مانیفست حزب جمهوری خواه و خط مشی طیف‌های مختلف جمهوری خواهان دارد؟ پوپولیسم آمریکایی دارای چه ویژگی‌ها و گونه‌هایی است؟ راهبر نخست آمریکا بر چه مبنایی استوار است و سیاست خارجی آمریکا را به کدام سمت هدایت می‌کند؟ از چه روی آمریکای ترامپ قابل مذاکره نیست؟ ترامپیسم چگونه ساختار نظم جهانی لیبرال را با چالش مواجه ساخته و جایگاه هژمونی لیبرال را به مخاطره انداخته است؟….ادامه

تبیین خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در چهارچوب نوواقع‌گرایی

چکیده

دولت بریتانیا طی یک رفراندوم تاریخی موسوم به برگزیت بعد از بیش از چهار دهه تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا گرفت.از همین روی بررسی علل خروج یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اعضای اتحادیه اروپا و بررسی چرایی واگرایی در بزرگ‌ترین و موفق‌ترین نمونه همگرایی منطقه‌ای در تاریخ روابط بین‌الملل بسیار حائز اهمیت است.به همین نحو پژوهش پیش رو جهت تبیین این رویداد نوظهور در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب شد تا بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شود؟ پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و از منظر نوواقع‌گرایی بر این فرضیه استوار است که با توجه به ماهیت فراملی‌ مکانیزم سیاسی و اقتصادی حاکم بر اتحادیه اروپا، بریتانیا به واسطه بی‌اعتمادی حاصل از آنارشی حاکم بر نظام بین‌المللی در جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل و همچنین کسب منافع حداکثری در مقایسه سود نسبی و مطلق از اتحادیه اروپا خارج شد.بر اساس چهارچوب نظری نظام محور پژوهش برگزیت ریشه در عواملی دارد که برآیند بی اعتمادی منتج از نظام آنارشیک محسوب می شوند.به طوری که بریتانیا به جهت حفظ حاکمیت ملی خود در برابر وابستگی متقابل حاصل از مکانیزم سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و همچنین مقایسه سود نسبی و مطلق خود به جهت کسب منافع حداکثری به مثابه یک بازیگر عاقل با رویکردی مبتنی بر هزینه-فایده از اتحادیه اروپا خارج گردید.چنانکه بر اساس نتایج به دست آمده خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا افزایش رشد اقتصادی و آزادی عمل بیشتری برای این کشور در عرصه بین المللی به همراه داشته است…دانلود